تبليغاتX
برگ از درخت خسته مي شه پاييز بهونست

برگ از درخت خسته مي شه پاييز بهونست

اخرین پست...

ما که رفتیم

شما خوش باشین

من تو این وب دوست های خوبی پیدا کردم

همتونو دوست دارم ولی باید برم

از همتون ممنونم

خداحافظ

 

     

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 13:22  توسط يه دختر تنها  | 

خبر...

یه خبر خووووووب

دیگه میخوام شاد بنویسم....

چون....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 11:59  توسط يه دختر تنها  | 

ســـــــــــوت و کـــــــــــــــور...

عاشق این اهنگمممممممم:

البته کامل نتونستم بنویسم٬حال و حوصله تایپ کردن نداشتم

شاید تنهایی من در ظلمت شب بود که این کلمه ی بی جان پر از روح را ساخت٬

شاید هم گریزی بود بر هزار راز نهان که بگوید راز تنهایی سکوت را و بگوید چه رازیست در سوت و کور خانه٬

اری حال میدانم سوت و کور یعنی چه:

          یعنی سکوت و تنهایی در کنار وحشت یک راز نهان

۰

۰

۰

سوت و کور خونه وقتی سایه ی تو رو سرم نیست٬

نده ازارم که دیگه طاقتی تو این تنم نیست٬

بی تو زندگیم چی میشه شور عاشقیم چی میشه٬

تو که داری میری اما  سرنوشت من چی میشه٬

رضایا،مهراز...

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 15:22  توسط يه دختر تنها  | 

عشق و دیوانگی

یه روز عشق و دیوانگی و دروغ و فضولی و شادی داشتن با هم قایم موشک بازی میکردن. دیوانگی

چشم بست و به بقیه گفت تا جایی قایم بشن.شادی رفت توی یه بشکه قایم شد. دروغ گفت میره

به اعماق دریاها اما توی جنگل قایم شد.فضولی توی اسطبل خونه و عشق توی باغچه و میان بوته های

گل رز قایم شد. دیوانگی داد زد دارم میام و رفت دنبال بقیه. دیوانگی اول فضولی رو پیدا کرد. بعد فضولی

جای دروغ و شادی رو که میدونست لو داد. اما از جای عشق با خبر نبود.تا اینکه دیوانگی متوجه شد

بوته ها تکون می خوره واسه ی همین دوید طرف گل ها خورد بهشون که ناگهان عشق فریاد زد اه .

دیوانگی فورا پیش عشق رفت و دید دوتا از خار های گل رز چشمای عشق رو کور کرده! دیوانگی به

عشق کمک کرد از جاش بلند شه. بعد با گریه به عشق گفت عشق عزیز منو ببخش من نمیخواستم

تو  کور بشی. عشق گفت به شرطی می بخشمت که همیشه همراه من بمونی و چشمای من باشی

چون حالا دیگه چیزی رو نمیبینم. دیوانگی قول داد که با عشق بمونه و از اون ماجرا به بعده که همیشه

عشق کوره و دیوانگی همراهشه.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 15:40  توسط يه دختر تنها  | 

هميشه با تو

معنای زنده بودن من با تو بودن است

نزدیک,دور,سير,گرسنه,رها,اسير,دلتنگ,شاد,...

ان لحظه اي كه بي تو سر ايد مرا مباد

مفهوم مرگ من در راه سرفرازي تو,در كنار تو,مفهوم زندگي است.

معناي عشق نيز در سرنوشت من,با تو,هميشه با تو,براي تو زيستن است...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 14:8  توسط يه دختر تنها  | 

حالا كه رفته اي...

 

حالا كه رفته اي نامت را بر سنگي مي نويسد

و به همين سادگي زمستان اغاز مي شود

 

حالا كه رفته اي نه باد مي ايد و نه برگي دست تكان مي دهد

انگار زمان متفوقف شده است براي من

كه بي كليد پشت همه در ها مانده ام

 

حالا كه رفته اي نه ستاره را دوست دارم

نه افتاب را

چگونه بي تو مي ميرند و زنده مي شوند!؟

 حالا كه رفته اي دل دليل مي اورد و عشق گريه مي كند

            

با اين همه

جاي خالي ات پر نمي شود

نه با خيال نه با خاطره

 

 حالا كه رفته اي اين روزها دلتنگم

دلتنگم كه رفته اند ان روزها

 

حالا كه رفته اي هر صبح گونه هاي هر دو اتاق تاريك است

تاريك از شبي كه نرفته است

 

حالا كه رفته اي سر مي گذارم بر شانه ي همه ي نيلوفراني

كه امسال بي تو گريسته اند

گريسته اند و بي تو نزيسته اندتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

حالا كه رفته اي شعري مي نويسم براي گل هاي مريم

شعري مي نويسم براي مرگ

شعري مي نويسم براي ديداري كه ديگر اتفاق نمي افتد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 1:3  توسط يه دختر تنها  | 

هر چه می خواهد دل تنگت بگو...

سلام دوستای گلم

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این پست رو اختصاص دادم به شما

هر چی دوست دارین بنویسین

هر چه می خواهد دل تنگت بگو...

 

   

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 16:33  توسط يه دختر تنها  | 

ولنتاین

 

 ابتداي عاشقي

 

 

 

دوستت دارم

 

 

گاه انسان بايد در سختي باشد

تا به ديگري دست ياري دهد

 

 

گاه انسان بايد با بخت بد روبه رو شود

تا هدفش را بهتر بشناسد

 

 

گاه به طوفان نياز است

تا او قدر ارامش بداند

 

 

گاه بايد به او اسيب رسد

تا با احساس تر شود

 

 

گاه بايد در شك و ترديد باشد

تا به ديگري اطمينان كند

 

 

گاه باد در گوشه اي تنها بماند

تا واقعيت وجود خود را بشناسد

 

 

گاه بايد در اوج شور و احساس بود

 تا به قلب او راه يافت

و او به روي عشق در بگشايد

 

 

چه بسيار از اين ها را پشت سر گذاشته

و مي دانم

نه تنها اماده ي عاشق تو شدن هستم

بلكه عاشق تو هستم…

 

تقديم به همه ي عاشقان.روز ع ش ق مبارك…

 

ولنتاین روز عشق به شما همه ی عاشقان مبارک

  این گل های خوشگل هم تقدیم به همه ی شما دوست های نازم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 13:48  توسط يه دختر تنها  | 

بی تو!!!!!

                                        بی تو!!؟

بي تو جغد شوم تنهايي بر اسمان وجودم سايه

مي افكند و تنهايي ام كه به وسعت شب است مرا در خود مي برد.

بي تو چگونه بگويم عاشقم؟

وقتي كه برگ برگ زندگي ام را باد سرد جدايي به يغما

برده است و گامهاي خسته ام در جاده زندگي

در سراب رسيدن به تو قدم برمي دارد.

من در خلوت خويش تو را زمزمه مي كنم و

چشم هاي باراني ام را در ارزوي ديدنت

به پيشواز تمام فصل هاي زندگي مي فرستم!!!

 

         

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 17:54  توسط يه دختر تنها  | 

رویای خیس

                                                    

هرشب هم چون روياي خيس

از چشمانم باران مي شوي

و من

در امتداد اين جاده اي كه

هر پاييز تكرار مي شود

بهاري را  مي بينم

كه ريشه هاي تو را

در متن عاشقانه ترين ترانه پيوند مي زند

تو اوا سر مي دهي

و من با سر انگشت سرد و لرزانم

بر سر ساز تو ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 17:52  توسط يه دختر تنها  |